پایان نامه ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

  ارتباط بین یادگیری سازمانی با کار آفرینی سازمانی در کارخانجات نورد

قسمتی از متن پایان نامه :

تسلط یا توانایی شخصی1:

تسلط را می توان به معنی احراز برتری بر افراد و اشیاء تلقی نمود. اما از سوی دیگر تسلط به معنی سطح خاصی از مهارت نیز به کار برده می گردد. از نظر پیتر سنگه، تسلط و توانایی های شخصی عبارت می باشد از : نظامی که طی آن، فرد به گونه مستمر، دیدگاه های شخصی خود را روشن تر و عمیق تر می نمیاد، انرژی و توان خود را متمرکز می کند، صبر و بردباری خود را گسترش می دهد و بالاخره اینکه واقعیات را منصفانه و بی غرض در می یابد با چنین تعریفی، توانایی های شخصی، یکی از ارکان اساسی در سازمان ها به شمار می رود.[24]

شرط لازم برای یادگیری سازمانی، توان آموختن در اعضای آن می باشد. این شرط تضمینی برای ایجاد چنین سازمانی نمی باشد، اما بدون آن نیز قطعاً سازمان یادگیرنده به وجود نخواهد آمد. تعداد کمی از رهبران در سازمان های مختلف نیاز به تجدید نظر اساسی در فلسفه سازمانی خود را درک کرده اند،که تغییری بنیادین بر مبنای ضرورت فراگیری فردی استوار می باشد.

قابلیت های شخصی، چیزی فراتر از مهارت های اکتسابی و قدرت رقابت می باشد، اگرچه این توانایی را می توان بر این دو بنا نهاد. زمانی که قابلیت های شخصی نهادینه شدند و بدل به قوانین و فرامین زندگی گردیدند-یعنی فعالیتی که با زندگی ما عجین شده می باشد-آن گاه دو حرکت اصلی و اساسی ما را در بر می گیرد :

اول : تشخیص و شفاف کردن پیوسته آن چیز که که برای ما مهم می باشد. ما اغلب زمان زیادی را صرف کلنجار رفتن با مسائل و معضلات در چارچوب الگویی مشخص می نماییم. درحالی که اصولاً به این فکر نمی کنیم که چرا در این چارچوب، قرار گرفته ایم. نتیجه چنین رفتاری، تصویری گنگ و مبهم از چیزهایی می باشد که برای ما مهم می باشند.

دوم : آموزشی دائم در باب چگونگی درک کامل و واضح واقعیت های موجود.ما همگی می دانیم که مردم خود را به دلیل توجیهاتی که از وضع موجود دارند و آن را مطابق میل خود تلقی می کنند، در چنبره ای از روابط دست و پاگیر، اسیر می کنند. برای حرکت به سمت مطلوب، دانستن حقایق و وضعیت موجود امری حیاتی می باشد.افرادی که از توانایی های شخصی قابل توجهی برخوردارند، مشخصات ویژه ای از خود نشان می دهند.

آنها احساسی خاص دارند که در زیر سطح اهداف و مقاصد ظاهری، اقدام نشان می دهند. برای چنین افرادی، مطلوب و هدف چیزی بسیار فراتر از یک کشش و میل ساده به دستیابی ایده آل می باشد. آنان فراگرفته اند که چگونه با جریان تغییر، همسو شوند و آن را به درسی درک کنند و نه آنکه پیش روی آن مقاومت نشان دهند. کنجکاوی عمیق آنها ناشی از میل به دریافت و شناخت هرچه بهتر و دقیق بر حقایق موجود می باشد. احساس تعلق خاطر به دیگران و مسئولیت در قبال زندگی خویش دارند. خود را در درون جریان بزرگی احساس می کنند، که اگرچه به تنهایی، کنترلی بر آن ندارند، اما با خلاقیت می توانند بر آن تأثیر گذارند و در نتیجه هویتی مستقل برای خود قائلند.این افراد همواره در حال فراگیری هستند. آنها هیچگاه از حرکت باز نمی ایستند و هیچ مقصدی آنها را به کلی ارضاء نمی کند.

لحظه ای بسیار تعیین کننده در پیدایش سازمان، زمانی می باشد که رهبران آن به این سؤال پاسخ دهند : چرا ما طالب توانایی های شخصی هستیم؟ به بیانی دیگر، سازمان به گونه نهادی و درونی خود را به تعالی و بهبود کارکنان خود، متعهد می سازد. در بسیاری از سازمان ها، اخیراً برنامه های اجباری توسعه مهارت های فردی به اجرا درآمده می باشد. اگرچه اهداف این برنامه ها خوب می باشد اما در اقدام هیچ گاه موفق به برانگیختن تعهدی ناب در کارکنان نگردیده اند.

برنامه های اجباری و یا اختیاری برای توسعه و تقویت مهارت های فردی که مستقیماً با نحوه ارتقاء و پیشرفت کارکنان ارتباط داشته باشند، موفق نخواهند بود، زیرا عملاً با قدرت انتخاب و آزادی افراد در تناقض هستند. برای مثال، موارد متعددی هست که در سال های اخیر، مدیران زبده و پر انرژی، نیازمند آن بوده که کارکنان را جهت تجهیز مهارت های فردی شان در دوره آموزشی شرکت دهند که از نظر آنها با اعتقادات آنها مغایر بوده می باشد. پس رهبران چگونه می توانند محیطی مساعد به وجود آورند تا قوانین و فرامین مهارت های فردی در زندگی روزانه سازمان به کار گرفته شوند. این به آن معنی می باشد که سازمانی به وجود آورند که برای افراد خلاق و آرمان گرا، امن و آسوده باشد. تعهد به حقیقت و واقع گرایی هنجاری پسندیده باشد و نوآوری و چالش برای ابزار عقاید نو، ارزش تلقی گردد. چنین جو سازمانی مهارت های فردی را از این طریق توسعه می دهد :

1 Personal Mastery

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

– اهداف پژوهش :

هدف اصلی :

شناسایی ارتباط بین یادگیری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا.

اهداف فرعی :

  • شناسایی وضعیت قابلیت های فردی براساس ابعاد سازمان یادگیرنده و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت الگوهای ذهنی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت چشم انداز مشترک و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت تفکر سیستمی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت یادگیری تیمی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.

1-6- سؤالات پژوهش :

سؤال اصلی :

آیا بین یادگیری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟

سؤالات فرعی :

  • آیا بین قابلیت های فردی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین الگوهای ذهنی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین چشم انداز مشترک و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین تفکر سیستمی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین یادگیری تیمی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  ارتباط بین یادگیری سازمانی با کار آفرینی سازمانی در کارخانجات نورد  با فرمت ورد